|
|
|
|
داستان نویسی به صورت گروهی!!!
بازم سلام خوبید که؟ چند روزیه مد شده که تو کلاس موقع درس دادن معلم بچه داستان مینویسن ؛ اونم به طور دسته جمعی !! چه طوری؟ خوب داستانشو در آپ بعدی براتون میزارم. دیگه از مدرسه چه بگم؟ آهان ، امروز سر کلاس عربی ، معلم عربیمون (آقای صالحی) داشت متن یکی از درسا رو میخوند (یه قطعه شعر عربی) که من صداشو ضبط کردم!! دیگه؟ راستی لینک عکس ها رو هم که قولشون رو داده بودم الآن میزارم.
خوب امروز تعطیل هست و من میتونم یه آپ درست و حسابی بکنم!!
خوب ببینید مثلا یه موضوعی رو یکی رو کاغذ مینویسه و کاغذ رو رد میکنه و نفراتی که کاغذ به دستشون میرسه هر کدوم یه خط بهش اضافه می کنند تا موضوع کامل بشه!
آره دیگه اینم از کلاسه درس.
و قهرمان داستان یا به قول خودش ضایع داستان اسمش ... هست که جون نخواست اسمش برده بشه از این به بعد به اسم کوچیک یعنی محمدرضا ازش یاد می کنم.
اونم براتون آپلود کردم و لینکشو خواهم داد.
هیچی فعلا بسه
+ نوشته شده در دوشنبه 7 آذر1384ساعت 14:54 توسط AlirezA |
مسابقه والیبال
سلام به همه دوستای گل خودم خوبید که؟ خوب چه خبر؟ دیروز ما (من و اعضای تیم والیبال و چند تای دیگه) تا ساعت 6 عصر مدرسه بودیم. چه خبر بود؟ که تیم ما ست اول رو برد ولی ست دوم و سوم رو باخت!!! تازه وسطای بازی داور رفت دستشویی!!!!!!!!!!!!!!!!! ما هم هی گفتیم داور کو؟؟؟ جوب دادند : نی! تازه هادی گیلاسی هم دیروز دوربینشو آورده بود و ما از بچه ها و بازی والیبال عکس های با حال گرفتیم. آره خلاصه عکساشم براتون میزارم (آپ بعدی) خوب موفق باشید فعلا بای بای
مسابقه والیبال !
کلاس ما (201) و یکی از کلاس های اول با هم بازی داشتند.
من و پویا خیلی تشویق کردیم ولی ...
آره خلاصه
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 15:25 توسط AlirezA |