تبليغاتX
KelasE 2

 

 

 

            

!The Wishes Night

امشب شب آرزوهاست

اولين شب جمعه ماه مبارك رجب

 شبي هست كه سيل رحمت خداوند

همه انسان هاي آماده را با خودش مي بره

پس بشتابید!

سلام بچه ها

حالتون چطوره؟ خوبید؟

مرسی از همه که به این وب سر میزنن و نظر میدن.

ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم؛ سعی می کنم از این به بعد بیشتر آپ کنم.

بعد از مدت ها امشب به دلم افتاد بیام یه چندخطی بنویسم. خیلی تنبل شدم، همین الان هم حتی می خوام بیخیال نوشتن بشم ولی سعی می کنم که به مناسبت این شب یه چند خطی بنویسم...

امشب شب آرزوهاست...چه اسم قشنگی...نه ؟

البته نمی خوام فقط براتون از این شب حرف بزنم، چون یه حرفای دیگه ای هم دارم که می خوام بگم ... هرچند که حرفام برای خیلیاتون تکراریه ولی خوب ...

آدما خیلی ساده با هم آشنا میشن و به قول یکی با هم دوست جون میشن

ولی

ولی به همون راحتی هم که با هم دوست میشن، دل هم دیگرو میشکنن

آره، فقط به یه جمله

نه، حتی با یک کلمه

یا شاید با یه حرکت یا با یه نگاه ...

چرا؟

تا جالا به حرفایی که در طول روز به اطرافیانتون می زنید، فک میکنید؟

تا حالا توجه کردید که با حرفاتون چقدر اطرافیانتو رو از خودتون رنجوندید؟

یا با شوخی های خودتون ...

آره، درسته، شاید منظوری نداشتید ولی به همین راحتی دوستاتونو از دست دادید

ماها خیلی راحت به هم دیگه بدو بیراه میگیم ولی گفتن یک جمله ساده دوست دارم خیلییییییییییی

برامون سخته!! چرا؟!

می دونید چیه؟

ما آدما هیچ وقت قدر چیزایی رو که الآن داریم نمی دونیم تا وقتی که ... تا وقتی که اونا رو از دست بدیم.

همچین که اون ما رو تنها گذاشت و رفت، تازه می فهمیم که چی کار کردیییییییییییییییییم!!!!  

 

 

بعضی روزا هست که آدم از زندگی کردن خودش سیر میشه

یعنی از صبح که پا میشه تا آخر شب همش ضدحاله!

دیروزم یکی از همین روزا برای من بود ...

تو خیابون یه جور ... توی چت چندجور!!! توی خونه یه جور ...

نمی دونم چرا اینجوری میشه بعضی روزا ولی اینو میدونم که توی اینجور روزا از همه چیزای دنیا خسته میشم

شاید اینا یه یادآوری باشه

برای ابنکه آدم به یاد اونی که اون بالا نشسته بیفته، نمی دونم شاید!!

خوب امشب هم که شب آرزوهاست

من امسال اولین باری بود که این اسمو میشنیدم

خیلی برام جالبه

نمی دونم چرا تا حالا حرفی ازش نبود!!

فک کنم کاره این فرزاد حسنی باشه!!

"""وقتی حدیث پیامبر رو از زبون یکی مثل مجری کوله پشتی می شنوی اول باورت نمیشه، فکر میکنی داره واسه یکی خودشیرینی میکنه و حتما یه نفعی براش  داره که پشت سر هم حدیث میگه و آیه قران میخونه. اونقدر که همه چیز انحصاری شده ، تصور این که یه آدم خوش تیپ و خوش قیافه با پیراهن قرمز و نارنجی بشینه و برات اصول دین بگه واقعا مشکله. کسی که میگه و میخنده و شیطونی میکنه، مگه میشه خدا پیغمبر رو قبول داشته باشه؟ پس چرا همه اونایی که ما تا حالا دیدیم یه وجب ریش داشتن و یه تسبیح دونه درشت؟ یه پیراهن سفید چروک ...

نه بابا! ممکن نیست! معلومه که داره نقش بازی میکنه....

ولی بعد که چشمای پر از اشکش رو میبینی ، بعد که بیشتر رو حرف هاش فکر میکنی، میبینی که نه، انگار واقعا یه چیزی هست!!!

من شخصا اگه کسی زیاد از دین و ایمون برام حرف بزنه، ناخودآگاه کنار می کشم. با اینکه آدم ضد مذهبی هم نیستم... کاش اون کسانی که این بلا رو سر مقدسات مردم آوردن میفهمیدن که بابا، این راهش نیست!

چی میشد کمی جانب اعتدال رو رعایت کنیم ؟ چی میشه اگه "فرزاد حسنی ها" با این شور و هیجان از پیامبر بگن؟ از فضیلت ماه رجب و از شب آرزوها ؟ از اینکه آرزوی یه نفر میتونه این باشه که هم از دنیا و از لذت های دنیوی استفاده کنه و هم اینکه حواسش باشه به اون مسیری که داره توش حرکت میکنه... این شب آرزوها رو از برنامه کوله پشتی دارم و جناب فرزاد خان حسنی."""

این نوشته ای که خوندید، از وبلاگ یکی از طرفدارای پرو پا قرص فرزاد خان بود که بعدا آدرسشم میدم. راستی یه پست هم میخوام در مورد ایشون بزنم.

حقیقتش منم این شب آرزوها رو از فرزاد حسنی شنیدم ولی با این نوشته بالا زیاد موافق نیستم. حالا بعدا یه بحث مفصل در این مورد می کنم.

... دلم میخواد امشب بشینم همه آرزوهای کوچیک و بزرگم رو یکی یکی به خدا بگم، اونقدر که دیگه چیزی توی گوشه کنار دلم نمونده باشه .

خود آرزوها البته زیاد مهم نیستن ...مهم یه چیز دیگه ای که بعد از اینکه آرزوهات رو گفتی برات اتفاق

می افته... یکی یکی که آرزوهات رو میگی ، به یه جایی می رسی که یه دفعه به خودت میای و میبینی

که داری چه حرفای مسخره ای می زنی، یعنی تو بجز این چیزهای بی اهمیت هیچ کار دیگه ای با خدا

نداری ؟ بعد دلت واسه خودت می سوزه... میبینی اینها اون چیزایی نیستن که تو واقعا می خوای ...

بعدش دیگه فقط می شینی و نگاه می کنی... اون وقته که خالی میشی ، سبک میشی و میری اون

بالا بالا ها .... اوووووووه !!!

خوب دیگه زیادم نمی خواد بریم بالا! یه وقت ممکنه از اون عرش بیفتم به فرش یا شایدم زیر فرش !!!

دیگه کم کم برم

برای آخر پست هم ...

الهی  چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم ؟

الهی  آن که از مرگ می ترسد از خود می ترسد.

الهی  اگر جز این در در دیگری هست نشانم بده.

الهی  شنیدم که فرمودی : چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم.

الهی  این بنده ات را از نیت گناه حفظ کن.

الهی  خوشا آنان که فقط با تو دل خوش کرده اند.

الهی  شکرت که تا خودم را شناختم تن خسته و دل شکسته دارم

الهی  در شگفتم که گویند به فلانی مرگ ناگهانی رسید .

الهی  از درد خرسندم که درمانش تویی.

الهی  قربان لب و دهانم که با ذکر تو گویانند

الهی  عمری آه در بساط نداشتم و الان جز آه در بساط ندارم.

الهی  از من آهی و از تو نگاهی.

الهی  در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم.

الهی  وای بر من اگر دلی از من برنجد.

الهی  پیشانی بر خاک نهادن آسان است و دل از خاک برداشتن دشوار است

الهی  تو پاک آفریده ای ما آلوده کرده ایم.

الهی  اگر از من پرسند تو کیستی چه گویم ؟

الهی  در ذات خود متحیرم تا چه رسد در ذات تو.

الهی  اگر ستارالعیوب نبودی ما از رسوایی چه می کردیم؟

 

موزیک بی کلام به نام سپید آرین که الآن داره پخش میشه رو می تونید از اینجا داونلود کنید.

امشب "لیله الرغائب" است ... شب آرزوها ... برای همتون دعا می کنم ... شمام منو فراموش نکنین ...

منم برای همه آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم و امیدوارم که همه به خاطر این شب به اون چیزایی که میخوان برسن.

التماس دعا

خداحافظ

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 20:9 توسط AlirezA |