|
|
|
|
این روزا !!!
سلام! حالتون چطوره؟ خوبید؟ من خودم یه جوریم! نمی دونم خوبم، بدم، چه جوریم!! نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت!! آره دیگه! تابستونم تموم شد!! همون تابستونی که اولاش جام جهانی بود! با قهرمانی ایتالیا و با میزبانی آلمان؛ یادش بخیر! چه جوکایی که واسه بروبچ تیم ملی و علی الخصوص علی دایی نساختیم! همون تابستونی که اسراییل به لبنان حمله کرد و شکست خورد! همون تابستونی که یک سال از ریاست جمهوریه جناب احمدی نژاد میگذره ولی این ملت هنوز دارن با بدبختیاشون میسازن! همون تابستونی که کلی با بروبچ رفتیم بیرون؛ با هم گفتیم و خندیدیم؛ با هم نارحت بودیم؛ رفتیم سالن، اینور اونور، خلاصه هوای همدیگرو داشتیم ... ای کاش بازم این خاطرات دوباره تکرار بشن ... همون تابستونی که ... آره دیگه! همون تابستونی که دیگه با همه خوبیها و بدیهاش داره آخرین روزه خودشو میگذرونه! ولی ناراحت نباشین 270 روز دیگه دوباره تابستونه! دیگه از فردا از ساعت 7 صبح، صبحگاه، زنگ کلاس، میز و نیمکت و تخته و گچ ، درس و معلم و دانش آموز،شوخی و خنده و ناراحتی و اخم، نمره و دفتر کلاس ، تا ساعت 7 شب ... دیگه از فردا دوستی ها دوباره جون میگیره! بازم هرروز دوستای گلمونو میبینیم (خودمو گفتم ها!! یه وقت اشتباه نگیرید! دیگه از فردا تنبلی تعطیل! دوباره باید درس خوندنو شروع کرد! تلاش و کوشش! دیگه از خواب خبری نیست! دیگه از نت و چت و وبلاگ و اینام خبری نیست!! ماه مهر میاد بعدش ماه رمضون افطاری میگیریم! یادش بخیر چه افطاری هایی داشتیما!! خوب می خواستم یکمی هم از کلاس بندی های جدید بگم که این روزا بدجوری هممونو ناراحت کرده! دیشبم که تموم شد دیگه! دیگه کی بریم بیرون با هم خدا میدونه. نمیدونم چرا باید به زور با این سیستم آموزش و پرورش ایران بسازیم!! فقط خرخونی و بعدشم فقط نمره!! اِاِاِاِ!!! این حرفا چیه؟ بابا مملکت جمهوریه!! اونم از نوع اسلامیش!! آزادیه!! خوبه که نمردیم و معنی آزادیو هم فهمیدیم! ما ایرانیا خوب میتونیم معنی آزادیو توضیح بدیم! الآن از هرکدوم از ما بپرسن آزادی یعنی چی؟ خیلی سریع جواب میدیم : یعنی حرف نزن! یعنی هرچی گفتن گوش بده! یعنی بچه حرف گوش کن و خوبی باش (یا بهتر بگم البته بلانسبت خر خوبی باش)!! واااااااای! باز منو جف گرفت!! همه این حرفارو که زدم باز آخرش باید به خودم بگم بیخیال! توام مثه بقیه باش! خواهی نشوی رسوا، مثه بقیه خر باش! ... این وبلاگ هم تا دو ماه دیگه تقریبا یک ساله میشه! اینجا یه جایی بود برای ثبت خاطرات و هرچی که هممون دوس داشتیم! (البته هنوزم هستا!! دیگه حالا این وبلاگ از بروبچز سال دومی نیست ...! دیگه رفتیم سوم دیگه!! امروز می خوام مثه قدیما یه چند تا جوک هم واستون بگم البته + یه چیزای باحاله دیگه معني چند حرف پسرها 1- چقدر عوض شدي (يعني چقدر خوشگل شدي!!) 2- فقط تو توي زندگيم هستي (يعني حساب کساني را که در زندگيم هستند از دستم خارج شده!) 3- تو به من اهميت نميدي (يعني ديگه تو را نمي خوام و مي خوام برم با يه کس ديگه!) 4- تو با همه فرق داري (يعني تو هم مثل خيلي از دختر هاي ديگه خري!) 5- دوست دارم (يعني خيلي هم از تو بدم نمياد و قابل تحملي!) 6- نمي خوام از دست بدمت (يعني تو را واسه هر غلطي که مي خوام انجام بدم، لازم دارم!!) و معنی چند حرف دخترا 1- فاصله سني مون خيلي زياده (خيلي از مرحله پرتي!) 2- من به تو به اون صورت علاقه ندارم (يعني خيلي بد قیافه ای!!) 3- من الان تو موقعيت بدي هستم (يعني دلم يه جا ديگه گيره) 4- تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم) 5- من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم (يعني هر غلطي خواستم کردم!) نکات آموزنده سریال نرگس 1- معني استراحت مطلق زن باردار را فهميديم!! 2- طريقه گوش دادن به صداي قلب جنين را فهميديم!! 3- اقتدار پليس را درک کرديم (فردا صبح که از مرز رد شد، عکسشو به تمام "پليسهاي تهران" ميديم!!) 4- معني وکيل زبردست را فهميديم (هدايت: شما هيچ مدرکي نداريد!!) 5- معني بچه هشت ماهه به دنيا آمده را فهميديم تازه اونم با النگو!! 6- معني ازدواج موفق را فهميديم (احسان و نرگس!!) جوک - احمدي نژاد دستور داده اسم پژو جي ال ايکس رو بذارن پژو الف لام ميم!! - ترکه ميره جبهه فرداش بر ميگرده ميگن چرا برگشتي؟ ميگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازي ميکردن. - به تركه ميگن چي شد كه زن گرفتي؟ ميگه راستش ما ديديم تو زندگي هيچي نشديم گفتيم لااقل داماد بشيم. - ضمن محکوم نمودن اهانت پاپ به اسلام، هيئت دولت اعلام كرد : بعد از اين نام موسيقي پاپ به موسيقي گل محمدي تغيير يافت. فیلترشکن فیلتر شکن 1، فیلتر شکن 2، فیلتر شکن 3، فیلتر شکن 4، فیلتر شکن 5، فیلتر شکن 6، فیلتر شکن 7، فیلتر شکن 8، فیلتر شکن 9، فیلتر شکن 10 یه لقمه حرف حسابی!!! - آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم. - دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم. - به خدا نمي گوييم که چه مشکلات بزرگي داريم، به مشکلات مي گوييم که چه خداي بزرگي داريم. - اگه تنها بودي تو تنهاييت احساس کردي که تنها بنده تنها فقط تويي ناراحت نباش چون يکي رو داري که خودش تنهاست اما هيچوقت تنهايي رو براي بنده هاش نميخواد به اون رجوع کن ميبيني که تنها نيستي. - چه سکوتي جهان را فرا مي گرفت اگر هر کس به اندازه دانشش حرف مي زد. - استکان از دستم افتاد شکست پدرم ناراحت شد؛ ماردم حرص خورد؛ برادرم گفت قشنگ بود؛ خواهرم گفت مال من بود؟؟؟ اما وقتي قلبم شکست هيچ کس چيزي نگفت ... - می دونی کی می فهمی دنیا 2 روزه؟ وقتی که اونی که دوست داره بهت بگه تا آخر دنیا باهاتم ...! چندتا آهنگ هم واسه دانلود واستون دارم
آخرین پست تابستون 85 رو می خوایم با هم آغاز کنیم؛ فک کنم طولانی ترین پست هم باشه!!!! (فقط امیدوارم که آخرین پست سال 85 نباشه!
)

ولی چون پست قبلی خیلی یه جوری ضدحال بود؛ پسسسسسسسسسسسس این پست می خوام خیلی پر انرجی باشه! برای همین با دست پر اومدم! 

(ترجیحا پرتغالی باشه؛ رانیو میگم دیگه!!!
)
همون تابستونی که شاید برای من و دوستام تا چند سال دیگه آخرین تابستون باشه!! (وااااااای! کنکــــور!!
)

شاید بازم این خاطراتمون تکرار بشن! 
) بازم با همیم دیگه! 
ولی اشکالی نداره؛ به قول پویا غصشو نخوریدا !!
بازم همش تکرار میشه و حتما با خاطرات بهتر!
اولش که خوب قرار بود من کلاسم عوض بشه! ولی خوب برگشتم سر کلاس خودم!
حالا دیگه یه 6،7 نفری از کلاس ما رفتن اونور و یه 6،7 تایی هم از اون کلاس اومدن اینور!!
خوب دیگه! اینام از تدابیره مدیرمونه! آقای جهانی! نمی دونم! میگن که همش به نفع خودمونه و اینجوری بهتره! من که هرچی فک کردم نفهمیدم منفعت این کارا چیه؟!؟
به جز اینکه بچه ها بیشتر حساس میشن و سعی میکنن با لجبازی، مخالفت خودشونو با این تصمیم ابراز کنن! آخه اصلا چرا این کارا باید انجام بشه!؟؟! من که نمی فهمم! البته خیلی از کارای آقای جهانیم واقعا مفید و قبل تحسین بوده! از جمله خرید تابلو تبلیغاتی برای راهرو مدرسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 


بگـــــــــذریم حالا!! 
پریشب که با بروبچ یه سینما رفتیم! فیلمش که اصلا تعریفی نبود! هرچند که satanic نذاشت من چیزی بفهمم!!
بعد از فیلم هم ... بیخیال! حس گفتنش نیست! دیشبم رفتیم سالن! من که هافبک سرعتی بودم!!! بازم 
طفلک میل میل هم پاش مثه من شد!!
توی راه هم طبـــــــــــــــــــــــــــــق معمول
همیشه اصلا آشنا ندیدیم!!! یه بستنی هم زدیم رنگارنگ! رنگارنگ یه سیستم خدمات پس از فروش هم اضافه کرده بود!
البته در این مورد هادی.ا وارد تره!! من دیگه توضیح نمیدم!! 
اصلا نمیزارن هیچ کس به جایی برسه! بیخیال! آره بیخیال! همیشه باید تو این مملکت بیخیال بود!! بهترین کاره!
در غیر این صورت اگه می خوای حرفی بزنی، قبلش بگو چه کمپوت یا آبمیوه ای دوست داری، بعد حرفتو بزن! 
یعنی هرکی حرف حسابی زد، تبعید! اگه آدم نشد، ... ! یعنی هرکی چیزی حالیشه، جاش ته دره است! یعنی هرکی ریش داره، رئیسه! یا شایدم هرکی دوست ریش دار داره!!
................ بقیشو شما بگید!
دیگه واقعا نمیدونم تا کی باید بدبخت باشیم و توسری بخوریم و چیزی نگیم!!
یا خودتو به خریت بزن! (البته بازم بلا نسبت ها!) پس بیخیال دیگه!! (بازم تاکید می کنم پرتغالی باشه!!
راستی میگن آب و هوای اوینم بدک نیست! یه چند وقتی واسه تنوع خوبه!!
)
چه زود گذشتا! انگار همین چند روز پیش بود که وحید.ف می گفت بیا یه وبلاگ بزنیم و ... . 
) امیدوارم که تو این مدت که با این وب بودید، ازش راضی بوده باشید! 

: 





:
و بالاخره آهنگ "پشت صحنه" که تصویریشو واستون گذاشتم! صب کنید تا کامل لود بشه! به دیدنش میرزه! 
اینو اولین بار تو نتکا 4 بود که گوش کردم! اووووووه! چقده این آهنگو گوش دادیما!!! 
نتکا 5 هم کم کم داره نزدیک میشه! طرحاتون که آمادست؟ امسال میخوایم بترکونیم ها!!
یالا بروبچ! ببینم چی کار می کنید!
امسال دیگه نتکا دست خودمونه ! بروبچ سوم! 
خوب خیلی حرف زدم! شرمنده!! 
این حرفاییم که در مورد دخترا و پسرا بود به همراه شکلکاش، زیاد جیدی نگیرید ها!! 
در مورد ادامه کار وبلاگ هم نظر بدید! اگه شما بازم بیاید اینجا بازم آپ میشه! 
البته یه سری طرحاییم داریم ها! ولی خوب خیلی وقت گیر میشه دیگه! امسالم که درسا سخت!!!! 
حالا تا ببینیم چی میشه دیگه!!
فک کنم تو این پسته از همه چیزی حرف زدم دیگه!!
دیگه می خواستم کم نذارم ها!
فقط می خوام تو نظرات این پست، هرکسی که این مدت با ابن وب بوده، نظرشو در مورد کار گذشته، حال و آینده وبلاگ بگه! 
پس دیگه خداحافظ همین حالا... 
+ نوشته شده در جمعه 31 شهریور1385ساعت 15:3 توسط AlirezA |
........ !
سنگ صبور!
... هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم؛ چه دنیای روبه زَوالی دارم! مجنونمو دل زده از لیلیا خیلیییییییییییی دلم گرفته از خیلیا نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم ... پیر تو ای جوونی! پیرِ شدم ... پیر ِ تو ای جوونی! ...



+ نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 13:11 توسط AlirezA |
اون روزا ...!
سلام سلام!! خوب بیدید؟ خوش بیدید؟ خوب پس خوبه! امروز از چی بگم؟ از سالن هفتگی یا بروبوچ که نمی تونم بگم! آخه من که نرفتم! بذارید از شروع مدارس بصحبتم یکم! البته یه کمی هم یه چیزای دیگه ای قاتیش (درست بنوشته ام؟! آره دیگه! تابستونم داره تموم میشه! باز آمد بوی ماه مدرسه! بوی جفتک پرونیای راه مدرسه!!! تابستون امسال برای من که اصلا یه جورایییییییییییییییییییییییییییی بود شدید!!! خیلی اتفاقات خوب و بد واسم افتاد ولی خوب خوشحالم که یه سریش (منظورم بعضیاشه!! چه کلاس فیزیکی رفتیم امسال تابستون ما!!! حالا بگذریم از تابستون که نمی خوام بگم! از آغاز سال تحصیلی های (!!!) جدید می خوام بگم دیگه!! جلسه اول با هر معلمی چیه بچه ها؟! اگه گفتید یه جایزه دارید! آفرین! آره درسته! جلسه معارفه!! جلسه اول هر درسی اول سال معارفست! (خصوصا اگه دبیر آقای ... باشه!) مثه پارسال دیگه! چقدم که واقعا با بعضی از معلما جلسه معارفه داشتیم ما!!! نمونش جناب استاد فقید سعید پاکروان شادروان پروفسور و از همه مهمتر دکتر! عبدلی! خوب فی جلسله معارفه! یه دانش آموز ساده : آقای عبدلی اجازه؟ جلسه اول درس که نمی دید؟ معارفست دیگه؟ جناب عبدلی در حالتی که یک پای مبارک رو روی صندلی معلم گذاشته نخیر! خبری از معارفه نیست! فک کنم درس رو گوش بدیم سنگین تریم! پس مینویسم! پس بنویسید! پس مینویسن! پس بنویسن! پس نوشتن! پس خوان نوشت (کاشونی بخونیدا!! البته این جناب عبدلیه ما آرانی هستن ولی خوب اینو خودم اضاف کردم! اوه اوه! این اضافم عجب ماجرایی داره ها!! خوب ساعت چنده بچه ها ؟ البته یه مورد بهداشتی اینجا باید متذکر بشم! اونم اینه که به دلائل امنیتی در مواقعی که احساس می کنید ساعت به نیم نزدیکه، اگه کسی ساعت پرسید جواب ندید!! یا اگرم جواب میدید .... خوب برگردیم به ساعت! اوه 10 دقیقه به آخر زنگه! وای آقای عبدلی کو؟ (اوه اینم یکی از موارد بهداشتیه که جواب دادنش توصیه نمیشه! ) آره دیگه! خوب آقای عبدلیم نا سلامتی معلم فیزیکه دیگه! 10 دقیقه آخر فیزیک ...! پــَـَــَـََــَـَــَـَــَََـَـــر!!! البته یه چیزیم بگم ها!! کلاس فیزیکای ما به این سادگیهام تموم نمیشد ها!! تا یه 10 باری اسم Satanic و اطرافیاش (چقده این بچه شرره! بعد از انجام همه اعمال مستحبه و واجبه (!!!) اینم عکس ایشون! البته ماله نتکا ۳! دفعه های بعدی هم می خوام از بقیه معلما بگم البته اگه عمری باقی باشه!! پیشنهاد بدید بگید از کی بنویسم! راستی بچه های اون کلاسیا اگه دوس دارن می تونن از معلمای خودشون بگن ها! خلاصه اگه کسی می خواد در مورد معلمای گرام خزعولات (جون خودم اینو دیگه می دونم اشتباه نوشتم) رو تحویل ملت بده به من بگه! اگرم چیزی در مورد جناب عبدلی جا انداختم تو کامنتا اضاف کنید! (ههههههههههه! اضاف!!!) این از ماجرای مدرسه ها و معارفه و ... . نرگسم که دیگه داره تموم میشه! امشب قسمت آخرشه!! حیفش!! ولی قسمت پنجشنبه قشنگ بود! خصوصا بازی بهروز! من که خیلی متحول شدم! (و اون حرفایی که Satanic بهم زد ...!) و یه چیزی! یه سوغاتی دارم واستون از ........................ آره دیگه! شمـــــــــــــــال! اونجا صدای دریا رو ضبط کردم؛ بعد روی یه آهنگای سیاوش میکس کردم! امیدوارم خوشتون بیاد! خوب دیگه تا این پستو زدم و عکسشو آماده کردمو آهنگشو میکس کردمو اموتاشو زدم .. جونم در اومد! دیگه اگه عیبی چیزی داره به بزرگواری من ببخشید! خداحافظ!
دماغتون تپل بید؟ شیمکتون توییگی بید؟ (همون لاغر!) 

) می کنم! ![]()
توی آخرین هفته تابستون هستیم، 93 روز دیگه داره به آخرای خودش میرسه!
و ...
)خیلی برام مفید بود! خیلی تجاربو کسبیدم! (یعنی اوضاع کسب و کار خوب بید! )! الآن با تجربه ام من! اوهم اهم!
هر سوالی دارید از من بپرسید البته با تعیین وقت قبلی پیش خانم منشی!!!
(بابا کلااااااااااااااااااس! )
البته بیشتر از پارسال! 

![]()
، دست مخالف رو هم به کنار تخته گرفته و هراز چندگاهی هم به ...
(!!!!)(نامرد همش خودش مشغول ... بود! اونوقت ما چی؟!!؟ حالا باز شانس آوردیم که مثلا مدرسمون تو خیابون رجایی نیست!
وگرنه که دیگه این عبدلی رو نمیشد نگهش داشت!!)
می فرمایند : باشه باشه ! پس بنویسیــــــــــــد!!! (دیگه بهتراز این نمی تونستم ادا کنم! خودتون با لهجه مخصوص بخونید!
)
خوب موضوع چیه؟ چی؟!؟!؟! صرف فعل نوشتن!!! البته مضاف بر کلمه "پس"؛
به اگزمپل های زیر توجه کنید تا درس رو بفهمید!! 
باشه بعدا! )
(دیگه بیش از این نمیشه توضیح بدم آخه!
) آقا اصلا جواب ندید بهتره دیگه!! 


اطرافیاشم واگیر کردن!! منم یه روزی جز اطرافیانش بودم ولی واگیر نکردم ها!
) البته بردن اسم همین بچه های دوروبر Satanic هم ماجرایی داره ها!! از اونجایی که تا اواسط سال از دفتر کلاس خبری نبود (!!!)
و این جناب عبدلی ما هم فقط فامیلی Satanic رو می دونست، همرو مختصاتی صدا می کرد! یه محور تعریف کرده بود که مبدا اون Satanic بود!! مثلا می گفت دوتای جلویی طرف راست Satanic.
(ای خدا بگم چبت بکنه با این اسم مستعارت!!!
)
حالا اگه سوال دارید برید از آقای عبدلی بپرسید! الآن دیگه فک کنم رسیده باشه آرون!!! یعنی این کلاس که تموم میشه اصلا دیگه سایشم نمی تونستید تو مدرسه ببینید!!
(البته اگه دیگه کلاس نداشته باشه تو مدرسه ها!!!) ولی خوب گردوخاک رخش جناب عبدلی که حیاط مدرسه رو با سرعت 100 تا رفته هنوز در هوا دیده میشه!! 



تازه بهش عادت کرده بودیم ها!! 80 قسمت! چه زود گذشتا! انگار همین دیروز بود مادر نرگس دستش به قلبش بود داشت پـــرپـــر می شد!! 




+ نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385ساعت 11:0 توسط AlirezA |