تبليغاتX
KelasE 2

 

 

 

            

علامت سوال...

يه پنجره با يه قفس
يه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو
يه خاطره اس همين و بس...

تو اين مثلث غريب
ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم
از اونور شب اومدم

يه شب كه مثل مرثيه
خيمه زده رو باورم
ميخوام تو اين سكوت تلخ
صداتو از ياد ببرم

بزار که كوله بارم
رو شونه شب بزارم
بايد كه از اينجا برم
فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو دلم
شوق رسيدن تو تنم
تو حجم سرد اين قفس
منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم
از آرزو های محال
قصه ی ما تموم شده
با يه علامت سوال...
.........

+ نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 1:2 توسط AlirezA |